✗ تراوشـــــات یک ذهن پریـــــشان ✗
آنگاه که همه دنبال چشم قشنگ هستند؛ ما به دنبال نگاه زیبا هستیم
از همان روز جمعه..... از وقتی تسلیت میگفتند و هق هق میزدند از زمانی که گفتند یکی هست که دیگر نیست من مردم اما خندیدم که مبادا دلگیر شوند من مردم و هیچ کس برایم فاتحه نخواند مرتضی من هم مردم!!! یعنی که تو رفته باشی و این باشد حال من ! آرام نمیشود دلم.... باور کن هرکار بود کردم اما آرام نمیشود این دلم!! رفتی... آرام شدی! خسته شدی بودی از درد و آه.... کجایی ؟ قلبت چرا روی تکرار نیست؟ تو از سرطان شکست نخوردی قلبت تکرار نکرد! قلبت بی وفایی کرد خدایا رفت... همان که نگرانش بودی رفت...... همان که جز تو کسی را نداشت رفت..... یکی هست... که دیگر نیست..... قلبم آرام بگیر . . . . جایش خوب است خوب خوب تورو نذار یه امشبم با گریه های من تموم شه!! قراره دیدنت از امشب اخه ارزوم شه!!! نذار که اشک چشم من بریزه پشت پای تو . کی مثه تو میشه؟؟؟؟ راحت برو عشق من!!!! خدایا ااااااااااااااااا مرتضی برایم دعا کن . . . . . . . . . .
| miss-A |
