✗ تراوشـــــات یک ذهن پریـــــشان ✗

آنگاه که همه دنبال چشم قشنگ هستند؛ ما به دنبال نگاه زیبا هستیم

یادت میاد اون روزایی که آسمون آبی بود؟
گل ها بوی بهشت میدادن؟
لبخند ها واقعی بود؟
یادت میاد چقدر حالمون خوب بود؟ اون روزها هیچ خبری از
آدم های قلابیِ توی صفحه های قلابی نبود و منو تو گیر میکردیم توی اس ام اس هایی که بیشتر از چهار صفحه ارسال نمی شدن و مجبور میشدی حرفات رو نصف کنی!
هر ماه هم کلی پول تلفن بدی....
به جای شکلک های جدیدی که هرکدومشون با جزئیات ترسیم شدن؛ یه "دونقطه و پرانتز" کارمون رو راه مینداختن...
اصلا از همون روزا بود که وقتی حالت بد بود، بدون هیچ حرفی میفهمیدم....!
اون موقع ها به جز Facebook هیچ چیز دیگه ای نبود تا
ادم ها عکس هاشون رو بگذارند و دوست داشتن هاشون رو فریاد بزنن...!
وقتی واسه ات چیزی میفرستادم، نمی فهمیدم کی خوندی و هیچ خبری از دو تا تیک نبود! وقتی شروع میکردی به نوشتن
...is typing
بهم نمیگفت داری مینویسی....
وقتی باهام قهر میکردی و از دستم ناراحت بودی؛ بلاکم نمیکردی!!!
اون موقع ها، رابطه ها قشنگ بودند.
هیچ وقت کسی برای لج در آوردن، عکسش رو کنار اونی که روش حساسی نمی گذاشت!
هیچ وقت موقع دعوا، آلبوم عکس ها پاره نمی شدن!
هیچ وقت عزیزت ازت نمیپرسید وقتی گوشیت دستته؛ داری با کی حرف میزنی؟
اما الان....
هروقت آدم ها باهم دعواشون میشه و میخوان ثابت کنند که از دست هم ناراحتن، همه ی عکسایی که باهم گرفتن و پخش کردن توی حریمی که قرار بود خصوصی باشه رو پاک میکنند!
به همدیگه شک میکنند که چرا وقتی در اصطلاح آنلاین بودی و عکس های دوستِ دوستت رو لایک میکردی و باهاش احوال پرسی میکردی؛ خبری از من نگرفتی... پس دوستم نداری!!
شاید اینا یادشون نمیاد که ما، چه عشقی می کردیم از شب و روز رو به هم دوختن، پشت همین رابطه های عمیقِ غیر پیشرفته!
همین که لازم نبود، برای اثبات دوست داشتنمون، هزار تا ژست خوب عکاسی بگیریم و دنبال متن های عجیب و غریب باشیم تا پای عکس هامون بنویسیم... اخرشم ببینیم چند نفر در ظاهر لایکمون میکنند و پایدار مینویسند و توی دلشون میگن، اصلا به هم نمیان!
خوبی اون موقع ها این بود که من... تو... وقتی از هم دلگیر بودیم؛ رو به روی هم مینشستیم و از حال بدمون میگفتیم!
پست غمگین نمی گذاشتیم و به در نمی گفتیم تا دیوار بشنوه!!!
وقتی میگم همه چیز قشنگ تر و ساده تر بود؛ یعنی لازم نبود باهم توی ماشین بنشینیم و آهنگ های عاشقانه پخش کنیم و لب بزنیم و بگذاریم توی صفحه های مجازی!!!
تو توی تاریکی...
من توی تاریکی...
هرکدوم اهنگی که میشنیدیم رو مینوشتیم.....
یه بیت من!
یه بیت تو!
و آخ که چقدر می چسبید....
قدیما که سرعت دانلود هر اهنگ، اندازه ی چشم به هم زدن نبود؛ وقتی میگفتی برو این اهنگ رو گوش کن که هروقت گوش میدم یاد تو می افتم؛ دل تو دلم نبود تا دانلود بشه و هنوز که هنوزه... بعد از چند سال، با پخشش تو و خاطراتت جلوم رژه میرن!!
خلاصه اون موقع ها، آسمون آبی تر بود...
گل ها بوی بهشت میدادن...
حالمون هم بهتر بود...

|پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶| 23:25|...حـــــــ♥ــــــورا...|
miss-A