✗ تراوشـــــات یک ذهن پریـــــشان ✗
آنگاه که همه دنبال چشم قشنگ هستند؛ ما به دنبال نگاه زیبا هستیم
داره بهم خوش می گذره به شرطی که یهو نزنه به سرم. جدیدا با بارون غریبه شدم. دوسش ندارم! خیلی عجیب و غریب شدم! از یه چیزی می ترسم که نمی دونم چیه؟ اما مثل خوره افتاده به جونم.... چه حالی میده کنار دریا و خرید و خوش گذرونی.... اما چه ضدحاله وقتی مسخره ترین چیزا حالم رو میگیره! اینترنت دارم.... نداشته باشم عجیبه! فردا میرم جواهرده.... زندگی واقعی یعنی اینجا! ساده- بی الایش- عاشق
من شمالم... نوشهر. . . رامسر. . . و کلی جای دیگه که تو این یه هفته میرم!
|جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱|
20:20|...حـــــــ♥ــــــورا...|
| miss-A |
