✗ تراوشـــــات یک ذهن پریـــــشان ✗
آنگاه که همه دنبال چشم قشنگ هستند؛ ما به دنبال نگاه زیبا هستیم
می پرسم که را می گویی؟ می گوبد از دوستانم است؛ نمی شناسی اش! به همه چیزم بر می خورد. نمی داند من روزگاری او را از تو بهتر می شناختم.... بیشتر کنارش بودم. حال که می گوید نمی شناسی اش، کمی فکر می کنم. راست می گوید. نمی شناختمش. حتی به اندازه ی یک بیوگرافی ساده.... ....... + نمی دونم چرا مطلبام عاشقانه شده؟ بدون اینکه کسی رو مخاطب قرار بدم. البته قرار میدم. ولی نه اونی که شما فکر می کنید. من مدت هاست احساسم به حماقت تبدیل شده و از حماقت به امید عادی شدن همه چیز.... من امید دارم...... امیـــــــــــد! + روزها داره میاد و تموم میشه! با کلی و حرف و خاطره و نگاه هایی که خودم می دونم هرکدوشون چه حکایتی دارن. روزها داره تموم میشه و خیلی از حرفا توی دل ها سنگینی میکنه. ادم ها رو اذیت می کنه... اما نمیگن و نمیکنن که خیلی ها رو اذیت نکنه. گاهی ادما زیادی خوبن. اونقدر که دلت می خواد بیای کتکشون بزنی و بگی خسته نمیشی از این همه خوبی؟ خسته نمیشی این همه بدی می بینی و باز دم نمی زنی؟ اونام فقط نگات می کنن و میگن درست میشه.... نمیشه کاریش کرد! باز اعصابت خرد میشه و میگی باز خوبی؟؟ اه.... یه دسته دیگه از ادم ها هستن که نه خوبن و نه بد... وقتی ازشون حرف می زنی هیچ مشخصه ی خاصی تو ذهنت نمیاد. فقط می دونی فلان جا بود. فقط حضور داشت. یه حضور فیزیکی! وقتی هم که نبودن هیچ کس ازشون نمی پرسه چرا نبودی؟ گاهی هم خوس حال میشن که نیست.... با این که هیچ نقشی نداره اما نبودنش خیلی ها رو خوش حال میکنه! - گاهی حس می کنم جز این دسته هستم. - یه دسته ی دیگه فکر می کنن خوبی ازشون می باره اما تا باهاشون حرف می زنی هیچ حسی غیر از تنفر بهت دست نمیده. اون موقع با خودت میگی خوب بودن جلوی یک عده ی خاص ارزش داره جلوی کلی ادم بده باشی؟ یه دسته از ادما هستن که فکر می کنن خیلی بدن. مظهر همه ی گناه ها و خطا ها.... اما مردم و ادم های اطرافش براش میمیرن. همش میگن چرا این انقدر خوبه؟ خودش رو نمیگیره؟ ریا نمی کنه... میشه این ادم ها رو با دسته ی یک برابر دونست... نمی دونم چرا اینا رو گفتم. حس می کنم ادما خودشون هم نمی دونن چین؟ گاهی خوبه نظر بقیه رو هم دونست. به عنوان نظر نه انتخاب مسیر زندگی!!! + من اصلا ادم بی تفاوتی نیستم. اما مجبورم خودم رو بی تفاوت جلوه بدم. به خدا مجبورم.... + عاشق این اهنگ محسنم... کی توی قلبت جای من اومد؟ اسمم رو از تو خاطر تو برد؟ کی بوده انقدر؟ انقدر راحت باعثش بود که خاطراتموم مرد؟ + فردا می خوام برم پارک ابی.... از همین الان میگم جاتون رو خالی میذارم. لازم نیست خالی بذارم. خودش خالی هست..... احساسم شده پر از خالی! + این هفته تموم شد. گند ترین هفته ی عمرم! همش امتحان.... تا اخر امسال من دوبار میرم بیمارستان می خوابم. روزی نشد من قلب درد نگیرم. + من رفتم. - به امید حرفای زیاد شما-
| miss-A |
