✗ تراوشـــــات یک ذهن پریـــــشان ✗

آنگاه که همه دنبال چشم قشنگ هستند؛ ما به دنبال نگاه زیبا هستیم

 چـــه شوری می زَنـــَد دِلــَم ...

وَقــْتی در چَشــْم دیگــران شیرین می شَـــوی! 

 من مومنم ... مومن به عشق و معجزه هایش ! به دست هایی که هرگز قلم را لمس 

نکرده اما اکنون چنان می نویسد و وصف می کند که عالم، عاشق عشقش می شوند.

به چشم هایی که خسته و اندوهگین بود؛ و امروز چنان برق می زند که دیگر نیازی به هیچ 

شمع و چراغی نداری .  به ساعت گذاشتن هایی که فقط برای بیدار شدن و تکرار 

روزمرگی بود و حال تنها برای شروع یک روز تازه و عشق ورزیدن است. به دست هایی که

نه می بخشید و نه بخشیده می شد و امروز انگار آفریده شده اند برای محبت کردن و

نوازش و بخشیدن شادی به مردم شهر ... به آدم هایی که نفرت داشتند از باران و روز بارانی

و به عادت همیشگی آن را هوای خراب می نامیدنش و حالا از اوجب واجباتشان شده بدون چتر

زیرش قدم بزنند، دست هایشان را باز کنند، چشم هایشان را ببندند و صورتشان را زیر نوازش

قطرات رحمت قرار بدهند و فراموششان نشود لبخندی را به نشانه ی سپاس از خالق عشق ...

به بدنی که روزگاری در این زمستان بی عاطفه یخ می زد و هزاران لباس گرمش نمی کرد اما

این روزها حرارت عشق چنان در استخوان هایش رسوب کرده که سردی برف های سپید هم 

قدری از این عشق و دلدادگی نمی کاهد ... آری، ایمان دارم ! به ناامید نشدن ایمان دارم. چراکه

می دانم آن خدایی که عشق را در دل بنده هاش انداخت رسم امیدوار بودن و رسیدن و دوییدن

تا انتهای راه را هم یادش داده! به آن مرواریدهای کوچک بیرون آمده از صدف چشم که به زلالی

آب است ایمان دارم. از سر تنهایی و بی کسی نیست. فاصله های بین تو و خدایت را برمیدارد....

من مومــــنم به عشق و معجـــزه هایش . . . .


  مدرسه و انسانی ... دروغ نگفتم اگه بگم تا حالا تو عمرم با چنین عشقی درس نخوندم. می خونم 

و چشمامو می بندم و خودمو توی دادگاه می بینم. وکیل پایه یک دادگستری! فارغ التحصیل از 

دانشگاه تهران.... حالا می بینی! 


  میذارم به حساب این فصل مورد نفرت من ... آبریزش چشم و بینی! سردرد و دل درد! حالت روحی

داغون ... تبدیل شدن به خنثی بودن! بی هیچ احساس و لذتی! رد کردن همه چی فقط واسه 

تموم شدن و گذر کردن! گذشتن از دوست داشتن هام! بی تفاوتی و دوتا شونه واسه نشون دادنش. 

نفرت از هرچی آهنگ... اونم واسه کسی مثل من! پاییز می شنوی؟ مهم نیست عزیزترین های 

زندگیم توی تو به دنیا اومدن، ازت متنــــــــــفرم!!!!!!


  حس نوشتن بیشتر نیست.


  روزگـــــارتون عــــسل . . . .

|پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۲| 20:42|...حـــــــ♥ــــــورا...|
miss-A