✗ تراوشـــــات یک ذهن پریـــــشان ✗
آنگاه که همه دنبال چشم قشنگ هستند؛ ما به دنبال نگاه زیبا هستیم
نه این که شب ها به امید صبح های پر هیاهو سر نشود و
روز ها به عشق شب های پر از سکوت...
نه این که قلم دستت نمیگیری تا بیست سال بعد از خواندن
غم نامه ی جوانی غصه ات نگیرد!
نه...
اتفاقا این لحظه ها، همان ثانیه ایست که قبل از فوت کردن شمع از خدا میخواستمش!
همان لحظه ای که تند تند میشمارند تا برسند به آغازِ بودنت...
دقیقا مثل دقیقه ای که به صفر میرسد و سال نو میشود و خواسته ها و آرزوهایت عین فواره به ذهنت هجوم می آورند و وقتی میخواهی دقیق تر بهشان فکر کنی؛ سقوط میکنند.
مثل اولین قرار جلوی یک ضریح؛ که بهت بگویند اگه بار اولت باشد؛ شک نکن حاجتت برآورده میشود و تو نمیدانی میان این همه دعا و "خدایا بشه" کدامشان از همه واجب تر است!!!
ناشکری یعنی پاهایی که راه میروند را نبینم و چشم بدوزم به جاده ی سراب آرزوهام که نای رفتن ندارند!
ناشکری یعنی عزیزترین های زندگی ات کنارت نفس بکشند و تو با ماشین حساب آدم های رفته را بشماری!
ناشکر نیستم. . .
نمی دانم!
شاید هم باشم.
شاید وقتی از وسط های یک فیلمِ به شدت غمگین که نقش اولش یک دخترک تنهای دل شکسته است؛ حس جنونِ همزاد پنداری، غروب های یاس بار جمعه را برایم تداعی میکند یعنی ناشکرم!!!
و شاید وقتی می دوم به دنبال خرگوش خوش بختی و به سختی زیر تلی از ناکامی پیدایش میکنم و در آغوش میکشمش، روحم تاب این حجم از شعف را ندارد و عصبی، پرتابش میکند میان همان جایی که بود!!!
نمیدانم کدام پزشک، هر چند ساعت یک بار ناامیدی را برایم تجویز کرده که طبیعی میدانم پس از قهقهه های کشدارِ شادکامی، هراسان پشت در بایستم و منتظر زنگِ اندوه باشم؛ تا بازخواستم کند که چرا بی مهابا میخندیدم و شاد بودم....
شده ام مثل معتاد ها....
حتی وقتی تمام سرمایه ی زندگی ام را برای لحظه ای بی خیالی میدهم، باز هم حزن پایانش، لذت داشتنش را از من میگیرد! و این بار هم من میمانم و فروش تکه های برجای
مانده ی زندگی، برای ادامه ی درجا زدن!
نه این که به ذهنم دستورِ بدبینی داده باشم...
نه این که به محض دیدن تناقض خنده و گریه ی لب ها و
چشم هایم بگویی سخت میگیری فلک گردون را...
نه....
من و جهان، پیشوندِ "خوش" را میان هم تقسیم کردیم! تا مبادا وقتی که من خوشم جهان باشد و وقتی جهان، خوش، من اندک سهمی ببرم!
شده ایم روز و شب!
و کاش هیچ عقل سلیمی، اجتماع نقیضین را محال نمیداست!
خلاصه که سخت نیست!
میگذرد....
به جبر و اختیار میگذارنیمش!
:)
💕
3:41am
14.4.96
| miss-A |
